سفرنامه خرداد92(4)
ساحل زیبای تنکابن آیلا خانمی گریزان از دریا و شن

روی نیمکت گذاشتیم مبادا پاهای کوچولوش به شنها بخوره . تازه روشم برگردونده که عکس نگیرم

به دقت به خانمهایی که پاهاشونو تو دریا گذاشتن نگاه می کنه تو رو خدا حالت صورتشو ببین

دیگه نتونست خودش رو کنترل کنه و داره اعتراض می کنه که پاهاشون داره خیس می شه



آیلا با دل نگرانی به خانمه نگاه می کنه


عصر باد می وزید و آیلایی سردش شده و بابایی هم در حال پوشوندن کت

ای جان ببین چطور چمپاتمه زده و رو به دریا . بابا دختر فقط کمی پاهاتو به آب دریا بزن

من اعتراض دارم

کم کم باد شدید تر شد و خانمی کلاهشم سرش کشید

و در آخر هم بعد از مدتی که چیزی نخورده بود ( کم اشتها شده بود) تقاظای شیر کرد آن هم موقع تاب سواری
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفرنامه خرداد92(4)
